امید،

دروازه ورود به انزوا و افسردگی است،

از تو یک انسان بی اراده می سازد،

چشم انتظار به نقطه ای مبهم در آینده،

لحظه را برایت به شکل احمقانه ای فانتزی می کند،

مانند مستی،

فردا را برای امروزت قرض میگیرد،

این را قابل دفاع  نمی دانم اما این واقعیت نگری است که تو را به تلاش وا میدارد،

نه مثبت،

نه منفی،

تجربه ای از جنس «اینجا و اکنون»