محسن نخعی|HSE|Mohsen Nakhaei

Specialist in the field of industrial safety, health and environment, working in the mentioned field

۱۳ مطلب با موضوع «گاه نوشت :: سیاسی» ثبت شده است

یارانه های پنهان؛ تومور بدخیم

سلام و عرض ادب 

در گروه اساتید دانشگاه در اهمیت حذف یارانه های پنهان نوشتم 

بالاخره این جراحی باید اتفاق بیافتد .

بسیاری از مشکلات کشور ناشی از همین یارانه های پنهان، ارز چند نرخی و قیمت های دستوری است. 

یکبار در سال ۷۳ مرحوم هاشمی تلاش کردند که با مخالفت مجلس چهارم متوقف شد

مجددا در مجلس هفتم با طرح تثبیت قیمت ها، فرآیند اصلاح متوقف شد.

دولت دهم در تلاش برای این جراحی ضروری اقتصاد کشور ناموفق بود و با مخالفت هایی مواجه شد.

برخی دولت ها هم از ترس ، کاهش محبوبیت ، اصلا ورودی به این جراحی با اهمیت نداشتند. 

خوشبختانه جناب رئیسی فرموده اند برای این اصلاح اقتصادی حاضرم از آبرویم هزینه کنم و جای امیدواری است که این بار ان شاءالله نتیجه بخش باشد.

روزانه از مرزهای سیستان و بلوچستان حدود ده میلیون لیتر قاچاق می شود

یارانه پنهان هر لیتر سوخت حدود ۱۵ هزار تومان.

یعنی روزانه ۱۵۰ میلیارد تومان سرمایه کشور هدر می رود.

ماهی ۴۵۰۰ میلیارد تومان ( تقریبا دوبرابر یارانه پرداختی فعلی) 

سالانه ۵۴ هزار میلیارد تومان ( فقط در سیستان و بلوچستان از یارانه پنهان سوخت)

چاره ای نیست ...

این تومور اقتصادی در سال ۷۳ خوش خیم بود و کاش اجازه می دادند همان زمان جراحی می شد.

  الان واقعا بدخیم شده و هر چه بگذرد جراحی آن سخت تر و سخت تر خواهد شد.

۱۰ دی ۰۰ ، ۰۱:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی

رشد یافته با رشد داده شده خیلی فرق دارد

با باردار شدن همزمان ۹ زن، پس از یک ماه کودکی متولد نمی‌شود!
حتی اگه بسیار با استعداد باشید و تمام تلاش‌های ممکن را بکنید، برخی نتایج قطعاً نیازمند گذر زمان هستند. "وارن بافت"

یکی از وزرا خودش تعریف می کرد. ایشان فرمودند: «من زمانی که وزیر شدم یکی از کارکنان گفتند آقای وزیر تنخواه ما تمام شده است. من نمی دانستم تنخواه گردان چیست. دوباره و سه باره آمد. برای من سخت بود بپرسم تنخواه گردان چیست!؟ در نهایت از ایشان خواستم توضیح دهند تنخواه گردان چیست!؟»
خود ایشان می گفت هزینه زیادی برای ما شده است تا با روش آزمون و خطا تا حد وزیر رشد کنیم.

در جامعه ما تحولات یک شبه و جهشی زیاد شده است. گاهی وقتی از خواب بیدار میشویم می بینیم عده ایی از عرش به فرش رسیده اند و عده ایی هم از فرش به عرش. 
ما با مدد دموکراسی لَش، لیست، مدرک تحصیلی و ... میخواهیم یک انسان را در مدت کوتاهی و بدون طی مراحل رشد یافتگی همانند مثال آقای بافت خلق کنیم و رشد دهیم و محدودیت زمان را با کثرت آراء یا چیزهای دیگر حل کنیم. اما نمی شود. شاید هم بشود. اما روزگارمان همانند امروز مان میشود. همه چیز درهم و گیج و پیچیده.
یک انسان رشد یافته در بسیاری از اوقات از معدن طلا هم برای کشورش ارزشمند تر است و یک انسان رشد داده شده از هر آفتی بزرگتر.
بقول دکتر چمران : «اگر کسی بدون لیاقت بالا برود، بدون خیانت پایین نخواهد آمد.»
حاکم شدن رشد داده شده ها باعث میشود رشد یافته ها تحقیر شوند و در بهترین حالت از کشور فرار کنند.

۰۷ دی ۰۰ ، ۱۶:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی

برای مخاطبان خیلی خاص

نمی‌دونم این چه منطق جدیدیه که حضرات پیدا کردن.
تا در جایگاه مردم به چیزی اعتراض می‌کنیم فوراً می‌گن می‌خواهید ایران، سوریه شود.

ظاهراً با منطق این آقایون ما باید بین سوریه شدن، فلسطین شدن، عربستان شدن، پاکستان شدن، عراق شدن و افغانستان شدن یکی را انتخاب کنیم و

اصلا ایران بودن بی‌معنی است.

خداروشکر که گزینه درست و حسابی‌ای هم ندارند، مثلا نروژی، فنلاندی، سوئدی، چیزی.

خودشان هم انتخابشان برای ما فلسطین بوده است و خود را در جایگاه هسته مرکزی بنیادگراهای صهیونیست قرار داده و سیستم امنیتی-سلیقه‌ای‌شان را بر مردم ایران مسلط کرده‌اند.

سیستمی امنیتی که مستعدترین دستگاه فساد در تاریخ است.

هرکس هم که با آن‌ها هم نظر نباشد، نفوذی و یا با اغماض بی‌اطلاع، احمق یا عوامی است که در قبیله آن‌ها جایی نداشته و اصلا به حساب نمی‌آید.

همه هم که علامه دهر و فارغ‌التحصیلان مدرسه نوسترداموس‌ هستند و به خودشون حق می‌دهند هرطور دلشون می‌خواد با هرکس رفتار کنند و هر تصمیمی بگیرند. چون از اطلاعاتی خبر دارند که مربوط به سوار شدنشان بر ماشین زمان و سفر به گذشته و آینده است.

باسوادهای کتاب ندیده ماشاالله تو همه چیز هم تخصص دارند. نمی‌دانم چقدر عمر کرده‌اند؟!

صد سال؟! نهصد سال؟! در هر صورت خدا برکت زیادی به عمرشان داده است.

شاید هم به علم غیبی چیزی دسترسی دارند.

آن‌قدر محکم روی خودشان ایستاده‌اند که هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را از زیر خودشان بیرون بکشد.

وصیت‌نامه سرباز ایران را دوباره مطالعه می‌کنم. این بار واژه‌ها برایم معنای دیگری دارند:
«ولایت قانونی، خاصّ عامه مردم اعم از مسلم و غیرمسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که می‌خواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید!
اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزش‌ها تا مسئولیت‌ها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.
به‌کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزاری به ملّت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطره‌ خان‌های سابق را تداعی می‌کنند.
مقابله با فساد و دوری از فساد و تجمّلات را شیوه خود قرار دهند.
در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدانند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه‌گر ارزش‌ها باشند، نه با توجیهات واهی، ارزشها را بایکوت کنند.
من حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای را خیلی مظلوم و تنها می‌بینم.»

۰۱ مرداد ۰۰ ، ۱۹:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی
پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۰، ۰۸:۴۳ ب.ظ محسن نخعی
توتالیتاریسم

توتالیتاریسم

این روزها تا دلتان بخواهد مطلب و مقاله خوانده ام درباره خطر عبور از جمهوری اسلامی و ورود به مرحله حکومت اسلامی.عده ای صحبت از آغاز خلیفه گری اسلامی و توتالیتاریسم[تمامیت خواه] اسلامی می کنند و به ما یادآور میشوند که تنها راه جلوگیری از بروز این هیولای وحشتناک رای به عبدالناصر همتی است.
من در اینجا قصد ورود به بحث انتخابات را ندارم. فقط چند نکته تئوریک و تاریخی را در پیوند با موضوع فوق خدمتتان یادآور می شوم.جمهوری اسلامی در دهه شصت تا حدی خصوصیات یک حکومت تمامیت خواه را داشت؛مثل بسیاری دیگر از نظام هایی که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب شکل می گیرند.اما این حکومت در دهه های بعد عملا تبدیل به یک نظام اقتدارگرا ،که درجه ای پایین تر از یک نظام تمامیت خواه  است،شد.در واقع ،همه حکومت های انقلابی همین سیر تکوینی را طی می کنند.حاکمان امروزی ما  قدرت و توان معکوس کردن این روند را ندارند.بازگشت از اقتدارگرایی به تمامیت خواهی ناممکن است.برای برقراری حکومت اسلامی تمامیت خواه نیاز به امکانات و شرایطی هست که حاکمان ایران فاقد آن هستند.فهرست وار اشاره ای به این شرایط می کنم:
 اکثریت  مطلق مردم باید حامی فعال حکومت باشند در حالی که چنین اکثریت مطلقی وجود ندارد.
 ایدئولوژی حکومتی باید در اوج قدرت و صلابت باشد در حالی که پس از چهل سال این ایدئولوژی دستخوش فرسایش های جدی شده است.
 حکومت باید انحصار مطلق رسانه های خبری و اطلاع رسانی را در اختیار خود داشته باشد در حالی که گسترش اینترنت عملا این انحصار را برای همیشه نابود کرده است.
 جامعه باید اتمیزه شود و ارتباط آحاد جامعه با یک دیگر به حداقل کاهش یابد در حالی که فضای مجازی آحاد جامعه را به هم نزدیک کرده  و تعاملات بین آنها را به شدت افزایش داده.
 درهای کشور را باید به روی جهان خارج بست در حالی که حاکمان همین الان در حال مذاکره با خارج برای احیای برجام و گشودن دروازه ها به روی سرمایه های خارجی هستند.
 

 عوامل دیگری هم هست که اینجا مجال پرداختن به آنها نیست.سرتان را درد نیاورم .حداقل من یکی اصلا  نگران روی کار آمدن یک حکومت توتالیتر اسلامی نیستم  زیرا اساسا  پدید آمدن‌چنین چیزی را در ایران امروز  ناممکن میدانم.برژنف در شوروی با این هدف روی کار آمد که اصلاحات خروشچف را امحا و توتالیتاریسم استالینی را احیا کند.این تلاش او مضحکه ای را به وجود آورد که  سرانجام فروپاشی شوروی را موجب شد .مائو هم تلاش مشابهی کرد که به شدت نا موفق بود و به انزوای مطلق او ختم شد، چرا که هر دوی آنها  می خواستند خلاف سیر تکوینی تاریخ ،عمل کنند.

۲۷ خرداد ۰۰ ، ۲۰:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی
پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۰، ۰۸:۳۹ ب.ظ محسن نخعی
جداً چرا باید مردم رأی بدهند؟

جداً چرا باید مردم رأی بدهند؟

مردمی که مشکلات معیشتی امان شان را بریده، خسته از صف کالای اساسی هستند، خیلی هایشان غم عالم به دلشان می نشیند وقتی به حقوق ماهیانه خودشان و قیمت یک خانه نقلی توی یک محله معمولی فکر می کنند. مردمی که از برجام به قرارگاه مرغ رسیده اند، کورسوی امیدشان در بورس کابوس شد و این گزاره تلخ این روزها که «حتی اینها هم نتوانستند»

بله، جوانی ما دارد توی همین سالها صرف می‌رود، وسط آقازاده هایی که می خورند و می برند، وسط یقه آخوندی هایی که دلار را بالا و پایین می کنند، و شاید یک گوشه از ذهن همه ما آمده که نکند کلاً قرار نیست بشود؟

بچه های کربلای۵ اما اینطور فکر نکردند برادر، امیرکبیر و قائم مقام فراهانی هم، کمی قبل تر سورنا و آریوبرزن هم. و توی کدام دوره از رشادت ها و قهرمانی نامداران این مملکت، ایران گل و بلبل بوده و کم مشکل؟ و اصلا چرا راه دور برویم؟ بچه های سازنده واکسن وطنی کرونا مگر سزاوارتر از هر کشوری در دنیا نبودند برای ضجه زدن از تنهایی و غربت؟ ولی عرق از جبین گرفتند، پای کار مملکت شان ایستادند و شدند یکی از شش کشوری که واکسن را درست کردند، بهتر و قدرتمندتر از خیلی از کشورهای گنده و مدعی.

بله، توی منطقه ای که هر ساعت یک بمب منفجر می شود و آدمها پرپر می شوند، توی منطقه ای که دیدن صندوق انتخابات واقعی حسرت یک عمر چند نسل شان است، ما این وسط محکم ایستاده ایم تا خودمان انتخاب کنیم، با هم دعوا کنیم، اختلاف داشته باشیم، نقد کنیم و حرص بخوریم ولی ته تهش یاعلی بگوییم و مملکت مان را از چنگال ناامیدی و فساد بیرون بکشیم. و انصاف بده که اگر خودمان نخواهیم، اگر خودمان نکنیم، چه کسی توی این دنیا میخواهد برای ما دل بسوزاند؟ و اگر نیاییم و با نیامدن مان اعتراض کنیم، تهش می خواهد چه بشود؟ چیزی حل میشود؟ انتخابات برگزار نمی شود؟ چهار سالِ پیش رو زندگی متوقف می شود؟

ناامید شدن و رأی ندادن، بیرون گود نشستن و غرزدن و مایوس شدن راه راحتی هست. ولی توی این جغرافیا، توی سرزمینی که ۳۰۰۰ سال است پرچمش به نام ایران بالاست، قبلی های ما هیچوقت میدان را خالی نکرده اند. توی میدان بودن سخت است، حرص خوردنش هم بیشتر است، درد دارد، زخم جان دارد، ولی ایران را ایران می کند. این مملکت مال ماست، آستین بالا زدن می خواهد، یاعلی می خواهد، توی میدان بودن می خواهد، و درست رای دادن بهترین اعتراض است به همه ناکارآمدی ها، برای یک هوای تازه، برای ایران بالبخند، برای بازگشت باشکوه ایران، این قهرمان رنجور، این پهلوان خسته.

پ.ن؛ منت‌ می‌گذارید اگر این پست را برای رفقایی که می خواهند بفرستید

۲۷ خرداد ۰۰ ، ۲۰:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی
دوشنبه, ۱۰ خرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۰۶ ب.ظ محسن نخعی
انتخابات پرشور منجر به انتخاب نادرست

انتخابات پرشور منجر به انتخاب نادرست

من با این تفکر خوب آشنا هستم
از نزدیک
این‌ها معتقدند مردم عموماً درست تشخیص نمی‌دهند.
که البته اگر تا این‌جا هم باهاشون موافق باشم که نیستم؛ در مرحله بعدی معتقدند ما صلاحشون رو تشخیص می‌دیم.
فقط ما می‌فهمیم.
و این‌جاست که قرائت‌های خودشون رو از هر ایدئولوژی و مکتبی مطلقا حق فرض می‌کنند.
اسرائیل را هم همین تفکر متکبرانه و شیطانی اسرائیل کرده است:
همه حیوان و فقط ما انسانیم.
حیوانیت به جهت سلب انتخاب و اختیار و اتکا به غریزه و انسانیت به معنی قوه اختیار و شعوری برای انتخاب.
این آقایون معتقدند مردم رو به زور هم می‌توان به بهشت برد.

۱۰ خرداد ۰۰ ، ۲۳:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی

امر قدسی

 


فتنه انتخابات امسال، خود انتخاباته...

مقدس رو از نامقدس تشخیص بدید
وگرنه این کشتی سوراخ که هیچی
نیست می‌شه

۱۰ خرداد ۰۰ ، ۲۳:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی
يكشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۱۱:۳۲ ب.ظ محسن نخعی
آزادی بیان

آزادی بیان

احترام به آزادی بیان زیباست،

اما احترام به محتوای بیان کاری احمقانه،

آزادی برای احمق،

پناهگاهی امن برای ترویج حماقت می‌سازد.

۱۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۳:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی

انحراف بزرگ

در حالی که اسناد سری کشور با کامیون به سرقت میرود؛

فخری زاده ها شهید میشوند؛

و نطنز آسیب میبند ؛

صرف وقت دستگاه اطلاعاتی برای احضار وبرخورد با جریانات سیاسی که کلیات نظام را قبول داشته و در جزئیات با جریان سیاسی حاکم اختلاف سلیقه دارند؛

انحراف بزرگی است . 

۰۹ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۳۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی
پنجشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۱۲:۵۹ ق.ظ محسن نخعی
نداریم حاجی

نداریم حاجی

ماسک زده،

عرق از پیشانیش جاری است،

چشمانش غضبناک خیره به دستان مشاور املاکی که مشغول گشتن فایل اجاره است.

نداریم حاجی با این قیمت،

جواب شنید،

ناگهان حرص و‌ طمع صاحب خانه،

بغض همسر،

در چشمانش  عریان گشت،

سیگاری روشن کرد،

پوک‌ زدن های عمیق نشان‌ از  چیزی عمیق تر می داد،

غرور مردی که دست به دامان دود سیگار می شد.

لابد در ذهن اش تکرار می کند

«چرا من؟»

۰۹ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن نخعی