✅ جلوگیری از تشکیل باند
نیروهای خدماتی در سازمان پتانسیل این را دارند که باند تشکیل دهند و با یکدیگر گاوبندی کنند. اگر تصمیم بگیرند؛ میتوانند سازمان را با چاش جدی مدیریت داخلی و حتی مدیریت کلی مواجه کنند. بنابراین بخشی از مدیریت این افراد این است که نگذاریم با هم تشکیل باند دهند. این بین میبایست بین آنها شاید خیلی هوشمندانه اختلاف بیندازید و حکومت کنید! این شاید در سرویسهای اطلاعاتی بیشتر مصطلح باشد: اطلاعات و ضد اطلاعات. باید طوری با آنها برخورد کنید که اعتماد عمیقی بینشان شکل نگیرد و همواره از این هراس داشته باشند که نکند یکی از آنها آدمِ شما باشد؛ در حالیکه همهی آنها آدمِ شما هستند.
✅ پالسهای مثبت و منفی
این حرفها به این معنا نیست که با نیروهای خدماتی بد برخورد کنیم یا بد اخلاقی کنیم. یک نکتهای که به نظرم میبایست به آن توجه کرد، مرزِ بین جدی بودن و عصبانی شدن یا بد اخلاقی است. آدم میتواند جدی باشد، اما مهربان هم باشد. عصبانی نشود، اما قاطع هم باشد. در عین تکبر نداشتن، توجه هم داشته باشد. بنابراین برای نشان دادن کمی رویِ خوش، نیاز است آن رویِ خوش را مدیریت شده نشان دهیم: گاهی احوالپرسی کنیم و گاهی از ریزترین کمکاریهای او جدی انتقاد کنیم. وقتی این دو رفتار در کنارِ هم که من اسم آن را پالسهای مثبت و منفی میگذارم به تواتر نشان داده شود، اصطلاحا فرد بین زمین و هوا گیر میکند! نمیداند دقیقا نظر شما در مورد او چیست و او تا چه زمانی در سازمان ماندگار است.
✅ تواضع، شکستهنفسی !
ذهن ما مخصوصا در ایران طوری تربیت شده که هرگونه نابرابری را بد میداند. عدالت را اینطور فهمیدهایم که باید همه با هم در یک سطح باشیم. مخصوصا جایی که کار تیمی و شرکت و سازمان مطرح است. آنجا دیگر دوست داریم نشان دهیم ما متواضع، خوب و به فکر دیگرانی هستیم که با ما کار میکنند. این در مورد نیروهای خدماتی اولین و شایعترین لغزشی است که مخصوصا مدیران دارند. به محض اینکه نیروی خدماتی حس کند در سطح شماست، یک چای آوردن برای شما برایش سخت میشود. اینجا به نظرم دیرزمانی نمیگذرد که تواضع و شکستهنفسی باعث میشود مجبور به شکستهبندی گند زدنها و کمکاریهای متعددی بشوید که نیروی خدماتی یکی پس از دیگری در کار خود پیدا خواهد کرد؛ چون خود را با شما در یک سطح میبیند و هیچ دلیلی نمیبیند برای کسی که در سطح خودش است، خدمت ارائه کند.
✅ کیفیت یعنی اهمیت به جزئیات
نیروی خدماتی را باید شیرفهم کرد که وقتی کارش را درست انجام داده و مورد قبول است، که با کیفیت باشد. نظافت کردن، رعایت پروتکلهای تشریفات سازمان، برخورد با افراد و همهی مواردی که جزئیات مهمی دارند. بسیار مهم است که بدانیم زمانی میتوانیم از افراد کار در سطح مورد نظر را طلب کنیم، که به آنها کامل توضیح داده باشیم همهی موارد را. نیروهای خدماتی به دلیل اینکه عمدهی کارشان فیزیکی است، شاید نیاز به زمان بیشتری برای آموزش داشته باشند.
✅ سن
سن در تمام موارد به نظرم برای جذب و استخدام مهم است. اینکه نیروی خدماتی حتما باید جوان باشد تا انرژی کارها را داشته باشد، یک اشتباه بسیار کلیدی است: نیروی جوان به دلیل زمانی که تا پایان عمر خود در پیش دارد، بیشتر به بهبود شرایط و وضعیت شغلی خود فکر میکند. بنابراین شاید هر روز با خود، فلسفهی کاری خود را مرور میکند تا ببیند اقناع میشود؟ آیا میخواهد همین راه را ادامه دهد. از چالشهای کار با نیروهای خدماتی جوان این است که آنها زود از کاری که میکنند زده میشوند و نیاز به تذکر و یادآوری جایگاه شغلی خود دارند. توصیهام این است که در این مناصب نیروهای میانسال مناسبترند